![]() |
![]() |
|
| وب نوشته های شخصی من وعکسهای فرهنگی.تاریخی و طبیعت |
|
جمعه 15-8-88 فروش انار جمعه 15-8-88تا ساعت 10خواب بودم كلي خستگيم دررفت پس از تخليه اب كولر ساعت 12.30به سمت ده حركت كردم ساعت 13.45به ده رسيدم ابتدا با موتور به دههاي اطراف رفتم وقدري تخم مرغ محلي(دانه اي120تومان) ويك دبه ماست گاو (كيلويي 300تومان) گرفتم بعد از برگشت انارها را درصندوق ماشين بار زده ساعت 17بسمت يزد حركت كرديم دراسلاميه به مغازه نشان داديم قيمت 550تومان براي هركيلو چه انارپوست سفيد وچه انارپوست قرمز پيشنهاد داد ولي مورد رضايت مانبود اخر 560قرارشد بخره مبلغ خيلي مورد موافقت ما نبود ولي ما مجبور به فروش بوديم . مقدار68 و76 و16.5كيلوبودكه جمعا 160.5 كيلوشدبه مبلغ 90000 تومان . اما سال گذشته چنین بود فروش ما جمعه 3-8-87 انارچینی وفروش امروز رفتیم ده وتمام انارها راکه به مقدار۳۹۰کیلوبود چیدیم وبه قیمت هرکیلو۶۵۰تومان در اسلامیه فروختیم البته مجددبه توران پشت وچند ده دیگر هنگام رفت سرزدیم ولذت بردیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:52 توسط حسين |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 15:22 توسط حسين |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم آبان 1388ساعت 11:53 توسط حسين |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:6 توسط حسين |
|
|
جمعه 17-7-88 هيليكي روستا گردي
پنجشنبه شب رفتيم به ديدن يك زائرمشهدپدربزرگ همسر كه فعلا بازنشسته است وسني ازش گذشته او براي من راهنماي خوبي ميتوان باشد براي همين راضي اش كردم كه در سفر فردا مراهمراهي كند ابتدا بهانه پادرد وغيره اورد ولي من كوتاه نيامدم وقبول كرد كه جمعه من را همراهي كند صبح جمعه به سراغش رفتم وبا اصرار من عيالشهم امد دخترم هم در اولين سفربدون مادرش همراهم بود اوبظاهر همراه مادربودن را برهمراه پدر بودن ترجيح ميدهدهرچند اوعاشق ده وطبيعت ميباشد درمسيرپدربزرگ قدري از شروع كارخود درمعدن واينكه 9روز بدون مزد وسرخود كاركرده گفت ما دراسلاميه (خوراشه )همانجا كه كوه عقاب دارد توقف كوتاهي داشته وخربزه وهندوانه و يك پفك براي دخترم خريدم باند ديگر جاده يزد شيراز هم افتتاح شده بود از دوراهي نصراباد بوي پاييزبيشتر به مشام ميرسيدودرختان لباس زرد خود را پوشيده بودنداينوازطبيعت هله واشكفت وهوش بوضوح ديديم پس ازان به گلويك رسيديم پس از گلويك كنار چشمه منداباد مزرعه نو صبحانه خورده از شمس اباد وشواز كهنه عبوركرده به شواز رسيديم در شواز ازيك خانواده ديدن كرده سپس به بازديداز قلعه
رفتيم . پدربزرگ ومادربزرگ خيلي خوششان امده بود ودخترم هم كه سال قبل چند دفعه از قلعه بازديد كرده بودواشنايي مختصر داشت براي انها با شور وعلاقه توضيح ميداد از بالاي قلعه منظره ده شواز همراه با كشتزارهايش خيلي زيبا وديدني بود پدر بزرگ از بالاي قلعه مسير كوهستاني ومالرو بندادان وهمچنين منطقه اي در كفه را به مانشان داد پس از شواز به شوازكهنه
باز گشتيم وبنا براظهار پدربزرگ قبلا شواز كهنه شوازنوبوده وشوازفعلي شواز كهنه بوده كه براي من تازگي داشت واين يعني قدمت شواز از شواز كهنه بيشتراست اوهمچنين گفت كه يك اسياب ابي در اين محل بوده است من ودخترم جهت گرفتن عكس به نزديك خانه هاي كنده شده در كوه شوازكهنه رفتيم پس از ان به شمس اباد رسيديم براي شارژ موبايل داخل مسجد شمس ابادشديم پس ازان در مسيرگلويك پايين به جواني برخورديم كه درحال رسيدگي به كندوههاي زنبورش بود ازداخل كندو عكسي گرفته وبدون توقف از گلويك پايين عبور كرديم سمت چپ حصبخته پايين وحصبخته بالاوبيگورزون بودوما سمت راست رفتيم از كمر كولي كش گذشته به ابادي پي دونه رسيديم عكسي گرفته وكوه مورگ بيدوگ را ديديم كنارچشمه بيدوگ دوتا گردوپسك كرديم سپس به اسا رسيديم دركنارچشمه اساج نيز چند گردوجامانده چيديم چند نفري هم درحال جدا كردن تخمه افتابگردان(تكاندن كله گلك) بودند وسپس به مزرعه يك اشنا رفتيم يك چاي خورده برگشتيم وبه هليكي رسيديم
اتش روشن كرده غذاكه جوجه بود اماده كرده صرف كرديم قدري چرخي زديم ادامه مسير به اشكلكو ورفته گزي ودر انتها به بيهو وگيرچه(گلوچه) وبيدستان وروستاي عبدالله ميرسيد پس ازگردش درهيليكي به سمت يزد راه افتاديم درگلويك توقفي داشته وازچشمه ومسجد عكسي گرفتيم
در نصراباد نيز توقف كوتاهي داشته به درگاهان رفته وخربزه را در زيرنورچراغ وكنارجوي اب خورديم وساعت 19.30به يزد رسيديم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:44 توسط حسين |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:44 توسط حسين |
|
|
وقتي سفر ميكني...
وقتي سفرمي كني يك تجربه عملي تولد دوباره داري . با شرايطي كاملا جديد روبرو مي شوي روزها آهسته مي گذرد واكثراوقات زبان مردم را نمي فهمي دقيقا مثل بچه اي كه تازه از شكم مادربيرون امده است دراين شرايط اهميت بيشتري براي انچه دراطرافت مي گذرد قائل مي شوي چون ادامه حيات تو بستگي به ان دارد خودت نيزبيشتر دردسترس ديگران هستي چون انها ميتوانند درموقعيتهاي دشواربه توكمك كنند به علاوه هرلطفي كه خداوند درحقت ميكند شادماني بسياري برايت مي اورد انگار كه همه عمر بايد ان واقعه رادرخاطرنگه داري همه چيزبنظرت تازه مي ايد وبه همين دليل زيبايي هرچيز را درك ميكني وخوشبخت تر هستي. براي همين است كه زيارت هميشه يكي از عملي ترين راههاي رسيدن به اشراق است. براي ترك گناهان همواره بايد به پيش رفت وخود را با شرايط جديد همساز كرد تا بتوان هزاران خير و بركتي را كه زندگي به انان كه اماده پذيرش هستند ارزاني ميدارد دريافت كرد... از كتاب سفربه دشت ستارگان پائلوكوئيلو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 11:0 توسط حسين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باسلام وعرض احترام خدمت بازديدكنندگان اين وبلاگ
هدف اين وبلاگ نوشتن خاطرات شخصي ودرصورت امكان شناساندن فرهنگ تاريخ وآداب ورسوم ايران ترجيحامنطقه پشتكوه يزد روستاهاي گلويك-شمس اباد –شوازكهنه –شواز-عبدالله-تنگاه –لاخواجه-ازبك-منصوراباد-كرداباد-دستجر-بورق-و…مي باشد. |
| آرشیو موضوعی |
|
توران پشت چک چک |
|
RSS
|