![]() |
![]() |
|
| وب نوشته های شخصی من وعکسهای فرهنگی.تاریخی و طبیعت |
|
عکسی از دارقالی بافی (-یادم گاهی در کودکی پشت همچین دارقالی مینشستم و مادرم با آواز نقش قالی میخواند مثلا ( لاکی جاخود - گلی پیشرفت - نخودی...
البته ما ان زمان درده زندگي ميكرديم واتاق قالي (كارخانه)دوپنجره داشت كه هنگامي كه پشت دارقالي مي نشستيم پنجره ها پشت سر ما قرارميگرفت از پنجره ها مناظروطبيعت ده پيدا بود وباعث روحيه ميشد البته اتاق كاه گل بود وبيشتر نوركارخانه نيزتوسط اين پنجره ها تامين ميشد. ان زمان درده برق سراسري نبود وده يك موتوربرق داشت كه هنگام غروب خورشيد روشن ميشد وساعت 22الي 23شب خاموش ميشد. بيشتر زنهاي ده با همسايه هايشان درقالي بافي علاوه براينكه رقابت داشتند رفاقت هم داشتن وبا داد وستد نقش قالي رفاقت خود رابه اوج مي رساندند و زمانيكه نقش قاليشان با همديگرتداخل ميكرد به كمك همديگر ميرفتند.
دراين ميان زنهاي مسن نيز بيكارنبوده ودر پس كردن رنگ و پپوله وپتون (پيچيدن نخ قالي دورچوب 20سانتي)به زنهاي قاليباف كمك ميكردند وبراي انها قصه وشعر وداستان ودرسهاي زندگي تعريف ميكردند. فكر كنم دهه شصت روستاي عبدالله رونق خوبي داشت واكثرجوانها درده ساكن مي شدند. بياد دارم چندسال بعد ازفوت امام خميني زنهاي ده يك قالي بزرگي با كمك هم بافتند وبه حرم امام اهدا كردند. البته خومان نیزدرسال ۱۳۸۵یک تخته فرش بافتيم.وبه قيمت ۱۲۸۵۰۰۰فروختيم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 16:55 توسط حسين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باسلام وعرض احترام خدمت بازديدكنندگان اين وبلاگ
هدف اين وبلاگ نوشتن خاطرات شخصي ودرصورت امكان شناساندن فرهنگ تاريخ وآداب ورسوم ايران ترجيحامنطقه پشتكوه يزد روستاهاي گلويك-شمس اباد –شوازكهنه –شواز-عبدالله-تنگاه –لاخواجه-ازبك-منصوراباد-كرداباد-دستجر-بورق-و…مي باشد. |
| آرشیو موضوعی |
|
توران پشت چک چک |
|
RSS
|