![]() |
![]() |
|
| وب نوشته های شخصی من وعکسهای فرهنگی.تاریخی و طبیعت |
|
جمعه 18-02-88 مهريز دشت ريواس جمعه صبح ابتدا به مهريز رفتيم در مهريز كنار بلوار اصلي كه پارك مانند بود و فقط درخت توت كاشته شده بود قدري توت سياه چيديم سپس ازدره گذشته به تنگ چنار رفتيم واز درخت قطور چنار ديدن كرديم پس از ان به مسير ادامه داده واز علي اباد چهل گز گذشتيم حدود پانزده كيلومتر بعد از علي اباد چهل گز به دشت ريواس
رسيديم پس از توقف ما چند ماشين ديگر ازجمله اتوبوسي كه درتنگ چنار ديده بوديم ايستاد انان دختران دانشجوي دانشگاه يزد رشته زيست شناسي بودند استاد انها در مورد ريواس وگياهان وحشي برايشان توضيح ميداد
البته يك حشره زيبا هم ديدم كه انها قصد بردنش را داشتن ومن منصرفشان كردم وان حشره را به طبيعت باز گرداندم زيرا ان حشره در واقع ميزبان ما بود وما ميهمان او بوديم ...
پس از دشت ريواس به ارنان وسپس به نيررفتيم قبل از خدمت مقدس سربازي حدود 18سال پيش من براي كارهاي دفترچه اماده به خدمت به نير امده بودم وخاطرات ان روز كه بطور اتفاقي يك همكلاسي دوران تحصيل متوسطه را ديدم ومرا براي ناهار دعوت كرد زنده شدهمچنين خاطرات سيد پير كه از دوران خدمتش حدود 45سال پيش شايد هم بيشتروفرارش از پاسگاه تعريف ميكرد او ميگفت ان زمان كه اوبايد به خدمت ميرفت هنوز اتومبيل فراگير نشده بود وتك وتوكي خودرو وجود داشت ... روزي او را به پاسگاه نير مي اورند من كه در اواز وني زدن وارد بودم هنگام غروب براي سربازها ني ميزدم هنگام غروب بود وتمام سربازها ازجمله نگهبان به اتاق امده بودند تا صداي ني گوش دهند ومن هم از اين موقعيت استفاده كرده وگفتم قصد وضو گرفتن دارم هنگامي كه براي وضو بيرون امدم فراركرده وشب تاصبح راه ميرفتم گشنه و تشنه... پس از نيربه امامزاده سيد محمد نير
رفتيم پس از زيارت به سخويد رسيديم جهت ناهار كنار چشمه توقف كرده ناهار را زير درخت پرگل گلابي وسيب
اماده كرده صرف كرديم پس از ان در محل پيست توقف كوتاهي كرده قدري كوهپيمايي كرديم بعد از گذشتن از دره زيباي سانيج به يزد رسيديم |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:31 توسط حسين |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:2 توسط حسين |
|
|
سالمندان ديروز خانه سالمندان بودم سالمندي بود كه اهل يكي از روستاهاي يزد بود.صميمي ومهربان . با التماس از من ميخواست كه اورابه روستاي.....كه ازيزد دوساعتي فاصله داشت ببرم ضمن اينكه صادقانه ميگفت كه پولي ندارد وتنها يك كاسه كوچك مسي دارد كه در قبال مزد به من ميدهد.صداقتش برام خيلي جالب بود.اوميگفت كه دوپسر دارد كه كرج هستند واينجا كسي را ندارد. در قبال يك ليوان اب چقدر تشكر ودعا كرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:1 توسط حسين |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:56 توسط حسين |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:52 توسط حسين |
|
|
پاپلو نرودا (شاعر شيليايي) به آهستگي شروع به مردن مي كني اگر مسافرت نكني، اگر نخواني، اگر به صداهاي زندگي گوش نكني، اگر قدر خود را نداني، به آهستگي شروع به مردن مي كني وقتي انگيزه دروني خود را مي كشي، وقتي اجازه ندهي ديگران به تو كمك كنند، به آهستگي شروع به مردن مي كني اگر برده عادتهاي خود شوي، هر روز از راههاي هميشگي بروي، اگر روتين خود را تغيير ندهي، اگر لباسهاي با رنگهاي مختلف نپوشي، يا اگر با كساني كه نمي شناسي صحبت نكني، به آهستگي شروع به مردن مي كني اگر احساس عشق نكني، و احساسات سركش آن را، آنها كه باعث شوند چشمانت برق بزند و قلبت سريعتر بتپد، به آهستگي شروع به مردن مي كني اگر زندگيت را تغيير ندهي، وقتي از كارت يا از عشقت راضي نيستي، اگر از آنچه ايمن است به آنچه مطمئن نيست ريسك نكني، اگر به دنبال يك رويا نروي، اگر به خودت اجازه ندهي حداقل يك بار در زندگيت، تا از يك توصيه عاقلانه فرار كني از امروز شروع به زندگي كن امروز ريسك كن امروز كاري كن به خودت اجازه نده به آهستگي شروع به مردن كني فراموش نكن كه شاد باشي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:36 توسط حسين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باسلام وعرض احترام خدمت بازديدكنندگان اين وبلاگ
هدف اين وبلاگ نوشتن خاطرات شخصي ودرصورت امكان شناساندن فرهنگ تاريخ وآداب ورسوم ايران ترجيحامنطقه پشتكوه يزد روستاهاي گلويك-شمس اباد –شوازكهنه –شواز-عبدالله-تنگاه –لاخواجه-ازبك-منصوراباد-كرداباد-دستجر-بورق-و…مي باشد. |
| آرشیو موضوعی |
|
توران پشت چک چک |
|
RSS
|