![]() |
![]() |
|
| وب نوشته های شخصی من وعکسهای فرهنگی.تاریخی و طبیعت |
|
صعود به قله توچال26-4-1388
عصر روز پنجشنبه 25-4-88ساعت 19.55بليط داشتيم من زودتر از دوستان ساعت 19.30به راه اهن رسيدم پس از يك ربعي ديگر دوستان نيز امدند تعدادمان 10نفر شد6نفر از دوستان شوخ در يك كوپه و4نفر ديگر در كوپه ديگر كه دوغريبه نيزبودند هرچند اين دونفر نيز اشنا شدند بليط قطار 6000تومان بود وقطار خيلي تعريف نداشت كولر خوب خنك نميكرد وسروصداي زيادي داشت درقطاروكوپه ما برعكس كوپه دوستان كه خنده وشوخي جريان داشت موضوع بيشتر بحث سياسي بود انتخابات گذشته واولين نمازجمعه هاشمي پس ازانتخابات 22خرداد88 . صبح ساعت 4.30به تهران رسيديم پس از نماز يك خودرو ون به قيمت 12000تومان تا دربند كرايه كرديم هوا هنوز تاريك بودوخيابان ها خلوت. پس از اماده شدن ساعت 5.30حركت از پاي كوه شروع شدمسير كوهنوردي نسبتا شلوغ بود تعدادزيادي خودرو نيزتا انتهاي جاده پارك شده بود. رستورانهاي مسير نيز خود را جهت رفع خستگي كوهنوردان اماده ميكردند يك ليوان يكبارمصرف شاه توت به قيمت 5000تومان بود عكس ميكاييل كوهنورد درمسيرباعث دلگيرشدن ميشد دوستان اوبااين نوشته ها ياداوراگرامي داشته بودند. هرچه بالاتر ميرفتيم مسير زيباتر ودل انگيزتر ميشد كم كم نيز ابشارها وجويبارهاي خرم نيز مشاهده شدساعت 8 به مجتمع ورزشي شيرپلا رسيديم پس از صرف صبحانه وگرفتن عكس ساعت 8.45حركت به سمت قله را ادامه داديم اولين تپه پس از شيرپلا خانمي مسن ولاغر اندام را ديديم كه براي خودش موسيقي گوش ميدادولذت ميبرد براي ما تعجب آور بود كه زني با اين سن وسال تا اينجا امده باشد هرچند در ادامه مسير او از گروه ما جلوزد وتعجب مارا بيشتر برانگيخت. ساعت 10.40به جانپناه اميري رسيديم مسير پوشيده از گلهاي زرد وداروهاي گياهي(مرزنجوش) بود واز دور لكه هاي برف واب جاري درزيربرف زيبايي طبيعت را دوچندان كرده بودتا ساعت 11دراين محل نفسي تازه كرديم وساعت 11حركت به سمت قله را ادامه داديم ازاينجا به بعد كم كم دوگروه 5نفره شديم ومن درگروه پنج نفره اول بودم يكي از دوستان در مسيرباصداي خوش قدري آواز خواند كه باعث روحيه شد درمسير پاي قله كمي استراحت كرده وروي برفها چند عكس نيز گرفتيم ساعت 12.40به قله توچال رسيديم البته دوست آوازخان(خوان) ما كه ازما جدا شده بود حدود 30دقيقه زودتر به قله رسيد هنگامي كه به قله توچال رسيديم حدود 20الي 30نفري انجا بودندچندزن ومرد ايتاليايي ويك خارجي ديگرنيزدرحال عكس گرفتن بودندناهاركه تن ماهي وسبزي و پنيروماست موسير بود در بالاي قله به همراه ديگر دوستان صرف شد از بالاي قله توچال قله دماوند از ان دورها خودنمايي ميكرد تهران به ان عظمت كوچك شده بود ومناظر اطراف از اين بالا افسونگر بودهمنوردان در گروههاي چندنفره درحال استراحت وصرف غذا بودند وزوجي هم بودند كه سردر كشه يار گذاشته وصميميت خود را به همديگر ابرازميكردندويا زوج ديگري كه عكس يادگاري ميگرفتند براي سالهاي دور. دوسه خردسال نيزبه همراه خانواده با تل كابين بالاامده بودند چند نفري درحال گوش دادن نماز جمعه وسخنان رفسنجاني با راديو بودندبظاهر سياست تا اين بالا نيزامده بود.نظافت بالاي قله تعريف نداشت دوست ما قدري اشغالها كه با وزش بادجابجا ميشد درنايلون جمع اوري كردودرجاي مخصوص گذاشت. بنظرم بين همنوردان اگرچه همديگر رانمي شناختند صميميتي خاص وجودداشت. وقتي به قله رسيديم ان خانم مسن قبل از ما به قله رسيده بود ومن بانزديك شدن به او اين اراده قوي را تبريك گفتم وسنش را پرسيدم كه اوگفت: شما فكر ميكني چندسالمه ومن كه فكر ميكردم حدود 57الي58ساله باشدبراي اينكه ناراحت نشود گفتم فكركنم بالاي 55سال واوگفت درست حدس زدي ومن حدود چهل سال است كه به كوه مي ايم واز 18سالگي كوهنوردي را شروع كردم از اوخواستم كه با اوعكسي بگيرم تا به خانواده اراده اين شيرزن را نشان بدهم كه اومودبانه عذرخواهي كرد ومن نيز زياد اصرارنكردم وباارزوي موفقيت از اوخداحافظي كردم . هرچند كه دل كندن ازاين طبيعت زيباسخت بود. ساعت 13.40حركت بسمت تلكابين را شروع كرديم وساعت 14.10دقيقه درميان باد شديد وخنك به تل كابين رسيديم بليط تل كابين تا پايين كوه 9000تومان بود يك بليط4000توماني ويك بليط5000توماني. ساعت 14.15سواراولين تلكابين شديم وساعت 14.30به ايستگاه رسيديم پس از كمي معطلي ساعت 14.45مجددسوارتل كابين شده وساعت 15.15به پايين كوه رسيديم درمسجد نمازخوانده وتاساعت 17انجا بوديم با اتوبوس تادرب ورودي مجتمع امديم وبراي گرفتن خودرو ون تا راه اهن پرسوجوكرديم ون پيدانشد با خودروهاي دم درب نيزبه توافق نرسيديم پياده تا چهارراه ولنجك رفتيم حدود 40دقيقه معطل شديم ونظاره گرخودروهاي مدل بالاي عبوري بوديم تلفن به آژانس نيزفايده نداشت. تااينكه يك پرايد قبول كرد كه مارا با كرايه 7000تومان به راه اهن ببرد 5نفربا يك خودرو و5نفرديگر با خودروديگر به راه اهن رسيديم.درمسيرراننده خودروازدرگيري نمازجمعه گفت ماازاوخواستيم كه ازمسيرخلوت برود. ساعت حدود18.45بودكه به راه اهن رسيديم تا ساعت 17.55ما وقت داشتيم هنگام سوارشدن به قطار دوخانم ماموربه علت نداشتن كارت شناسايي 3نفر از گروه ممانعت كردند وصداي مامورمرد زدند واوپس از اين دوستان مارا به داخل راه دادكه يكي از دوستان به شوخي گفت مردها بيشتر مردها رادرك ميكنند وخانمها اصلامردها را درك نمكنند كه باعث خنده همگي واز جمله ان دوخانم مامور شد درقطاربا جابجايي كوپه ها كنارهم بوديم وشام جوجه كباب بهمراه نوشابه وماست بمبلغ 3400صرف شد دربرگشت قطار بهتروخنكتروتميزترباقيمت 5800بود .ساعت 4.15به يزد رسيديم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:32 توسط حسين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باسلام وعرض احترام خدمت بازديدكنندگان اين وبلاگ
هدف اين وبلاگ نوشتن خاطرات شخصي ودرصورت امكان شناساندن فرهنگ تاريخ وآداب ورسوم ايران ترجيحامنطقه پشتكوه يزد روستاهاي گلويك-شمس اباد –شوازكهنه –شواز-عبدالله-تنگاه –لاخواجه-ازبك-منصوراباد-كرداباد-دستجر-بورق-و…مي باشد. |
| آرشیو موضوعی |
|
توران پشت چک چک |
|
RSS
|